تبليغاتX
2آتیشه؟؟؟؟؟؟
عشق واقعي
ولی به نظر من عشق صدها برابر بالا تر از این حرفاست

 

 

 

 

 

 

 

اگه این مطلبو که خودم نوشتم رو به دقت بخونید متوجه می شین که عشق واقعی چیه و این که هر کسی نمیتونه طعم عشق واقعی رو بچشه

 

من عاشقم

پس دوست دارم معشوق را

من عاشقم ، عاشق تو و نه عاشق من

پس من را فراموش می کنم ، تنها به تو می اندیشم

واژه ی من در عشق بی معنا جلوه می کند پس ...

پس تو را تنها برای من نمی خواهم

تو را زنده می خواهم ، تو را شاد می خواهم ،تو را خندان می خواهم و ...

و مهم نیست خندان در کنار من و یا خندان در کنار او

مهم نیست لحظه های شادت برای من و یا لحظه های شادت برای او

مهم نیست تو برای من و یا تو برای او

مهم تویی ، نه من مهمم و نه او

تنها تویی مهم چون تویی معشوق، و نه من معشوقم و نه او

من عاشقم

عاشق تو پس...

پس اگر بدانم شادی همراه توست با او...

می تونم

می توانم بسپارمت به او

تنها تو مهمی تنها دل تو ، تنها شاد بودن یا شاد نبودن تو

چرا که تو معشوقی نه دل من

اگر غرور دل تو را نسپارد...

به این معناست که من عاشقم اما نه عاشق تو

چرا که در این حال ، هم من عاشقم هم من معشوق

پس می سپارمت به یک راه روشن

چه راه رسیدن به من و چه راه رسیدن به او

 

 

2 نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم مرداد 1386ساعت 21:11  توسط فایزه  | 

عكس هايي از يزد
 

بچه ها همون طور كه مي دونين من يزدي هستم و در يزد زندگي مي كنم

اين عكس ها رو خودم از بعضي محله هاي قديمي يزد گرفتم ببينيد قشنگه؟

شهرستان يزد

 

 

 

شهرستان يزد

 

 

اميد وارم خوشتون اومده باشههههههههه

 

 

2 نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم مرداد 1386ساعت 9:14  توسط فایزه  | 

سسسلااااممم

بازم سلام بچه هااااااااااااااااااااااااااااااااااااا نه نه نه !!! به خدا من اين شكلي نيستمااااااااااااااااااااااا

سلام

 

    بدون شرح

بدون شرح

 

 

راستي اگه گفتين تو اين بطري عكس چيه؟

 

 

واااااااااااااي چه قد بي ادبي!!!

 

 واقعا كه از تو انتظار نداشتم وايسا حالا من يه روز باباتو ببينم

آهاي منحرف اگه خوب دقت كني اين فقط عكس ۸-۹ تا دلفين كوچولويه

2 نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم مرداد 1386ساعت 8:33  توسط فایزه  | 

کدام را می پسندید؟
کدام؟
2 نوشته شده در  سه شنبه نهم مرداد 1386ساعت 17:43  توسط فایزه  | 

دوستتون دارم
این هم تقدیم به تمام دوستان عزیزی که از ته دل دوستشون دارم ( یعنی همه )

اگه شما هم منو دوست دارین فقط واسم  کنید مخصوصا مواقعی که دلتون می شکنه اینجوری:

2 نوشته شده در  جمعه پنجم مرداد 1386ساعت 15:43  توسط فایزه  | 

سلام دوستان عزیز

وای اصلا باورم نمیشه !!

بچه ها من امشب دارم  با ۲ تا از دوستام میرم اعتکاف ، برای اولین بار

خیلی ذوق زده شدم

برای همتون می کنم

2 نوشته شده در  جمعه پنجم مرداد 1386ساعت 9:4  توسط فایزه  | 

علی پهلوان

دوستان عزیز

اون علی پهلوانی که شما ها می شناسید با اون علی پهلوانی که من می شناسم از زمین تا آسمون فرق می کنه

در نظر شما علی پهلوان خواننده و نوازنده ی گروه آریان یک شخص محترمی هست که از 17 سالگی موسیقی رو شروع می کنه و مدت ها بعد با دوستانش گروهی رو تشکیل می ده به نام آریان . و علی توسط این گروه فعالیت های هنری خودش رو ارائه میده و الان بعد از گذشت سال ها این شخص در بین ایرانی ها چه در خارج و چه در داخل محبوبیت خاصی پیدا کرده .

اما ارزش این شخص از نظر من و تنها از نظر من بسیار بالا تر و منحصر به فردتره علی پهلوان چیزای با ارزشتری رو داره که ممکنه خیلی از ماها نداشته باشیم و اهمیت اون چیزا در نظر من اون قدر زیاده که باعث شده ارزش علی رو به 4تا ساختن آهنگ و خوندن و محبوبیت و مشهوریت و ... محدود نکنم .

هر چند این بحثی که من الان دارم می کنم ممکنه برای علی آقا خصوصی و شخصی باشه یا شاید هم اصلا واقعیت نداشته باشه اما دوست داشتم شما رو از نظر خودم در رابطه با علی آقا مطلع کنم

البته امیدوارم اعضای اریان با دیدن این عکس بهشون بر نخوره چون هدف و نیت از درست کردن این عکس رو فقط خودم می دونم

2 نوشته شده در  سه شنبه دوم مرداد 1386ساعت 7:58  توسط فایزه  | 

دختر!

تا حالا به رابطه ي دو تا چشم دقت کردي ؟؟ با هم باز ميشن - با هم بسته ميشن - با هم ميخندن - با هم گريه ميکنن - با هم ميچرخن . جالب اينجاس که هيچکدوم هم اون يکي رو نميبينه . دوستي يعني اين !!!! حالا دقت کردي اين دو تا چشم فقط زماني که يه دختر جلوشون ظاهر ميشه يکيشون بسته ميشه و اون يکي باز ميمونه (چشمک) . نتيجه گيري اخلاقي : دختر حتي بهترين و محکم ترين روابط دوستي رو هم به هم ميزنه و اينکه هيچوقت به هم نمي رسند

2 نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم تیر 1386ساعت 11:37  توسط فایزه  | 

اشعاری در وصف سکس!!
بچه ها من واقعا معذرت می خوام آخه من هیچ وقت این قد بی ادب نبودم ولی از این شعر که تو یه وبلاگ خوندم خوشم اومد گفتم بد نیست اگه شما ها هم رو بی بهره نگذارم

 

آن شنيدستي که زنبوری پليد     آلت يک بينوائي را گزيد

مردک از درد و تعب فرياد کرد       زان گزيدن آلت وی باد کرد

همرسش چوت آلت وی را بديد     از مسرت خشتک خود را دريد

پس نوازش کرد آن چيز کلفت     رو به در گاه خدا ناليد و گفت

بارلاها از در لطف و کرم      رحمتي کن تا بماند آن ورم 

        

 

بچه ها واقعا معذرت می خوام  

 

سالها بود تو را میکردم / همه شب تا به سحرگاه دعا

یاد داری که به من می دادی / درس آزادگی و مهر و وفا

 همه کردند چرا من نکنم / وصف روی گل زیبای تو را

 تا ته دسته فرو خواهم کرد / خنجر خود به گلوگاه نگاه

تو اگر خم نشوی تو نرود / قد رعنای تو از این درگاه

شرمنده

 

 

2 نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم تیر 1386ساعت 13:3  توسط فایزه  | 

عشق مرده

 این شعر رو خودم سرودم و مخاطبش همونیه که قبلا واسش جون می دادم ( همه ی شما می شناسینش)

 

*عشق مرده*

خاکستر خاطرات فریاد! بینی که چگونه ات کنم یاد؟

سدی وسط من و خدایم بودی عدمی که او شود شاد

بر سینه نشسته است امروز خاکستر آن طلسم مرموز

یادم نرود که سان صیاد بوی و من آن شکار هر روز

ای داد که غافل شده بودم در بی خبری غرقه نمودم

آن کس که به سویم شده چون باد دیگر شده سرمست وجودم

ای شعله ی بی رنگ خموشی! بس نیست دگر شعله فروشی؟

یک شعله ی بی رنگ ولیکن سوزاند و جا نماند هوشی

در قلب من تو عشق مرده همچون جسدی به گل سپرده

از آن شب دعوت به خداوند این دل زتو یادی نشِمُرده

ای غافل بی بال زمینی خود را نتوانی که ببینی

تا قلب تو لبریز خدا نیست هستی تو زمینی و همینی

 

 

 

2 نوشته شده در  دوشنبه هجدهم تیر 1386ساعت 10:0  توسط فایزه  |